گروه آسمان

تنها وبلاگ رسمی تیم آسمان

گروه آسمان

تنها وبلاگ رسمی تیم آسمان

بازاریابی نگاه دقیقی به سبک زندگی ماست، برای شناخت حرفه ای آن بشتابیم.

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تحویلی» ثبت شده است

سلام خیلی هاتون از من هی سوال میکنید که چی شد رفتم گلبهار و اونجا از زمینهای اطراف گلبهار خریدم اینجا تمام اطلاعات رو براتون میزارم و به همه سوالاتتون هم جواب میدم اگه هم سوالی بود پایین همین پست تو قسمت نظرات سوال خودتون رو بزارید کامل پاسختون رو میدم.

این داستان از یک آگهی تبلیغاتی شروع شد، من همیشه سعی میکنم یک مبلغ از پولم رو هر سال یک جایی سرمایه گذاری کنم، بالا خره برای اینکه بتونی موفق بشی باید سرمایه گذاری رو از جایی شروع کنی ، البته حتما لازم نیست سرمایه گذاریت خیلی بزرگ و مبلغ بالا باشه ، میشه با چند میلیون تومن هم سرمایه گذاری رو شروع کرد، و گرنه باید تا آخر عمرت فقط کار کنی، به قول استوره کارآفرینی جهان جیم ران سود بردن بهتر از دستمزد گرفتنه :

جیم ران

 با سرمایه گذاری روی زمین میتونی سود خیلی خوبی ببری بشرطی که جای درست پولت رو ببری حالا بهترین زمان برای خرید زمین اون زمانیه که میدونی این زمین در آینده قراره بیاد تو محدوده شهر و الان قیمتش خیلی مفته این جوری داری یک زمین خانم میخری.

در ضمن زمانی که زمین خام بخری مثل اینه که تو فقط پولت رو به بذر یک درخت میدی و اون رو تو دل خاک میکاری ، خوب قطعا هزینه کمتری به بذر میدی تا یک درخت که به ثمر نشسته و میوه میده، این زمین ها هم دقیقا مثل اینه که داری بذر میکاری ، تاکید میکنم اگه حال و حوصله این رو نداری که پای بذرت صبر کنی تا اون بذر ریشه کنه و بعد تبدیل به یک نهال بشه و در نهایت میوه بده بهتره بقیه مقاله رو نخونی چون تو دید تاجرانه نداری و فقط خودت رو عذاب میدی ، اگر این زمین ها رو بخری، ولی اگه دوست داری مثل خیلی ها که با سرمایه گذاری های منطقی و بجا در زمانهای مناسب سود کنی این زمین ها مناسبه برات و زمان رو از دست نده و هر چه سریعتر ادامه مقاله رو بخون چون تو با این کارت نه فقط داری برای خودت یک قدم بزرگ رو برمیداری بلکه داری برای نسل بعد از خودت یک قدم بینظیر رو برمیداری که یک عمر ازت ممنون هستن که امروز این مقاله رو خوندی و البته اقدام درست رو انجام دادی.

متاسفانه خیلی ها فکر میکنند که اونایی که خیلی پول درمیارن از یک جایی به ارث بردن یا شرایط مالی بهتری داشتن یا از همه بیشتر شنیدم که میگن شانس آوردن، اما من بعد از کلی مطالعه و تحقیق و کارای مختلف انجام دادن و با آدم های موفق زیادی برخورد داشتن، فهمیدم که پولدار بودن فقط یک طرز فکره که اگه بخوای میتونی در یک لحظه ذهنیت خودت رو عوض کنی و ذهنیت یک پولدار رو داشته باشی و یا اینکه نه بگی همه چیز به شانس مربوطه و از اینجور حرفا ...

 

یک چند ماهی بود هر چی پول در می آوردم رو تو حساب بانکیم نگه میداشتم ، بعد به امید اینکه شرایط خوبه خورد خورد همش رو خرج میکردم، تا چشم باز میکردم میدیدم که ای داد بی داد کلی پول خرج خریدای بی مورد کردم.

یادمه یک مدت تو فکرم افتاده بود که یک استارت آپ فروشگاهی راه بندازم و 10 میلیون تومن پول کم داشتم، با خودم گفتم با ثبت نام یک وام خونگی 10 میلیون تومنی این پول رو جور کنم، بعد از یک مدت قسط دادن وام 10 میلیون بهم افتاد و من هم خوشحال از اینکه وام رو گرفتم کار امروز رو به فردا انداختم و تا جایی که چشم باز کردم دیدم خورده خورده این 10 میلیون خرج شده حدود 1 تومن برای لاستیک ماشین و تعمیرات، 1 تومن برای مخارج خونه، 1 تومن خرید های منزل و 1 تومن هزینه کردم برای دندونها و ... چشم باز کردم دیدم باید بیخیال پروژه بشم، آخرشم دیدم تمام پول باقی مونده رو دادم به یک گوشی آخرین مدل و بجای سرمایه گذاری ، هزینه کردم.

من آدم ول خرجی نیستم ولی نمیدونم این پولا چطور خرج میشد، تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم خودم رو جمع و جور کنم، یادمه یک روز از یک مشاور تو رادیو شنیدم نمیشه تغییر رو یکدفعه داشته باشی ، یک عادت بد رو نمیشه یک شبه تغییر داد باید از کم شروع کرد و به مرور پیش رفت.

به قول یکی از بزرگترین ثروتمندان دنیا وارن بافت که میگه اگر راهی پیدا نکنی که وقت خوابیدن هم پول دربیاری باید تا آخر عمر کار کنی:

وارن بافت سومین فرد ثروتمند جهان بعد از بیل گیتس و جف بزوس، یک سرمایه دار و سرمایه گذار در بورس و وال استریت آمریکاست و این حرف رو زده و کاملا حرفش درسته. اما در کشور ما، این یک چیز محال به نظر میرسه، خیلی از جوانان بی کارند و حتی پول شارژ گوشی خودشون رو هم ندارند و خیلی های دیگر هم به کارهای سخت با حقوق اندک مثل کارکردن بی هدف و برای گذران زندگی در رستوران ها و کارگری در کارخانه ها، کارگاه ها، تولیدی ها و در جاهای مختلف مشغول هستند و به هیچ وجه از شرایط زندگی خود رضایت ندارند. اما در همین ایران کسانی هم هستند که مثل سازنده نرم افزار اسنپ روزانه بین 500میلیون تومان تا یک میلیارد درآمد دارند. بیاین باهم درآمد اسنپ رو حساب کنیم.

 

" به گفته‌ی مدیرارشد مارکتینگ اسنپ، اکنون تعداد کاربران ثبت‌شده در اسنپ بیش از ۱۰ میلیون برآورد می‌شود و تعداد رانندگان اسنپ ۳۰۰ هزار نفر است.

 

راشا شیدماهر، اعلام کرد که در سه دفتر تهران و ۳۲ شهر دیگر مجموعا هزار نفر در شرکت اسنپ مشغول به‌ کار هستند. به گفته‌ی وی، روزانه بیش از یک میلیون درخواست تاکسی در سیستم اسنپ ثبت می‌شود که از این رقم، نزدیک به یک میلیون سفر موفق است.

بر اساس گزارش مدیر ارشد مارکتینگ اسنپ، در روزهای عادی هر راننده حداکثر ۱۵ تا ۲۰ سفر را تأیید می‌کند و انجام می‌دهد؛ این در حالی است که در روزهایی با شرایط جوی بد، این رقم به نصف کاهش پیدا می‌کند. "

خب حالا بریم یه حساب کتاب و دودوتا چارتای ساده بکنیم ببینیم چه خبره:

 

650.000.000 = 0/13 * 5000 * 1.000.000

خب در این دودوتا چارتا! ما گفتیم از 1 میلیون سفری که توی یک روز انجام میشه، میانگین قیمت هر سفر 5تومن باشه(که یک چیز عادیه و توی شهرهایی مثل تهران، اکثر سفرها بالای 10تومن هستن) و سهم اسنپ هم از هر سفر 13درصد این مبلغ باشه، درآمد یک روز اسنپ میشه چیزی حدودا 650میلیون تومن.

 

یک راه دیگه هم برای محاسبه درآمدش هست:

650.000.000 = 0/13 * 100.000 * 50.000

اینجا اومدیم گفتیم از بین 300هزار راننده اسنپ، اگه فقط 50هزارنفرشون روزانه 100هزارتومن درآمد داشته باشن و سهم اسنپ از این مقدار 13درصد باشه، باز هم به همون رقم 650 میلیون تومن در یک روز می رسیم.

حالا عده ای هستن که به این درآمد اسنپ حسودیشون میشه و مثلا میخوان جلوی این درآمدزایی و سود رسوندن به مردم و موج تکنولوژی که داره بیکارشون میکنه رو بگیرن و بجای اینکه سوار این موج بشن و موج سواری رو یاد بگیرن، میان به دفتر اسنپ حمله میکنن!!! که نمونه اش تو شهر کرمان بود و شرکت اسنپ با این افراد برخورد جدی کرد و ازشون شکایت کرد.

این ماجرا رو گفتم تا یک تلنگر زده باشم ، اگه یک جایی میشه روزی 650 میلیون تومن سود از سرمایه گذاری بر، من نمیتونم آیا؟؟ حداقل روزی 65 میلیون یا اصلا بگذریم روزی 6.5 میلیون،  اصلا اونم نه روزی 650 هزار تومن چطور ، میشه خوبم میشه ، فقط باید نگاهت رو به پول وسرمایه گذاری و آینده و پشتکار تغییر بدی ، هیچ راهی یک شبه ساخته نشده، همین اسنپ فکر کنم حدود 5 تا 10 سال طول کشید تا تونست خودش رو جا بندازه، حتما کلی سختی و اذیت و جسارت و غیرت پشتش گذاشته شده تا به اینجا رسیده، کلی بی اعتمادی بهش بوده تا تونسته توجه سرمایه گذارهاش رو جلب کنه و بپای همه چیزش مونده، حالا اگه من و تو نداریم این درآمد رو دلیلش چیه ؟؟؟ فقط یک چیز چون راهش رو بلد نیستیم:

حالا یکی هست خودش رو میکشه که با درس خوندن یک کارمند ساده بشه که بجای 15میلیارد، 1 میلیون و 500 هزارتومن بگیره!!! یکی با خوابیدن اونقدر پول درمیاره و یکی هم با 12ساعت کار اینقدر! تفاوت نگرش به این میگن دیگه:) البته ناگفته نماند که اسنپ یک نسخه کپی شده از یک اپلیکیشن آمریکایی به اسم اوبر هست ولی بازم داره سود خودش رو میکنه...

رابرت کیوساکی میلیونر خودساخته و نویسنده کتاب پرفروش پدر پولدار پدر فقیر دقیقا در تصویر بالا درست گفته، هر روزه چندین موقعیت خوب برای سرمایه گذاری جلوی چشممون قرار میگیره و ما چون آموزش ندیدیم ازشون استفاده کنیم همه رو از دست میدیم.

یکی از علت های بیکاری و بی اعتمادی آموزش ندیدن و اطلاعات درست کسب نکردنه، از یک طرف بیکاری اونقدر زیاد شده که جونها حتی پول شارژ گوشی شون رو هم ندارن از یک طرف هم کلاه برداری ها اعتماد مردم رو به سرمایه گذاری کم کرده،سرمایه گذاری های درست و به موقع میتونه به آدم کمک کنه تا موقع خواب هم پول دربیاره.

بگذریم، جالبه به محض اینکه خواستم تغییر کنم اوضاع و شرایط هم اسبابش رو بوجود آورد، یکی از دوستام به من گفت که تو شرکتشون چند سالی هست زمین های اطراف گلبهار رو به قیمت های خیلی کم میفروشن و این اولین نشونه بود.

یادمه اوایل زیاد جدیش نگرفتم، ولی بعد که چند بار آگهی تبلیغاتی زمینهای 5 میلیون تومنی گلبهار رو تو ماهواره دیدم، کنجکاو شدم و چند باری تصمیم گرفتم تحقیقاتم رو کامل بکنم و از زمین های اطراف گلبهار حداقل دو قطعه ای بخرم، جالبه چند تا از این آگهی های تراکتی رو هم تو محله دیدم که نوشته بود فقط با 14 میلیون تومان صاحب زمینی به متراژ 250 شوید! اینم نمونش : 

کلا گیج شده بودم یک جورایی یک حس بی اعتمادی بهم دست داد که چرا هر کسی یک جور قیمتی میده ، اصلا شاید اونا که ارزون تر میدن کلاه برداری باشه یا کلا هموشون یک نوع بازی با اعداد درست کردن تا مردم رو سر کیسه کنن، با خودم گفتم بزار پاشم برم گلبهار و از نزدیک همه چیز رو بررسی کنم.

یک روز صبح که کارم کمتر بود پاشدم رفتم گلبهار و شروع به پرس و جو کردم، یکسری ها زمینهای پشت دانشگاه آزاد رو معرفی کردن به قیمت 2 تومن و 5 تومن یکسری ها زمینهای پلاک 4 و پلاک 236 و پلاک 149 و پلاک 281 و دیگه سرم داشت صوت میکشید اونقدر گیج شده بودم که کم کم خر درونم داشت وسوسه تسلیم رو مینداخت تو وجودم که کلا بیخیال زمین خریدن بشم.

اما دائم با خودم میگفتم نباید نا امید بشی باید تلاش کنی تو تازه اول راهی و بالاخره گزینه مناسب رو پیدا میکنی.

بعد از کلی گشتن بی نتیجه تو گلبهار خسته و کلافه اومدم خونه و یادمه اون آگهی تراکتی رو هم انداختم رو میز، اون روز اتفاقی مادرم آگهی رو دید و اسم شرکت رو که دید هیجان زده گفت من مشابه این آگهی رو 9 سال پیش از این شرکت دیدم گفت 9 سال پیش رفتیم یه شرکتی توی بلوار سجاد (مشهد) با خواهر و داماد اون موقع زمینها رو همین شرکت میداده 100 هزار تومن، اما اقدام نکرده و الان کلی روی همون زمین ها رفته ، مامان از من هیجان زده تر گفت یک لطف بکن قرار بزار تا بریم همین شرکت، من میخوام روی این زمین ها سرمایه گذاری کنم، منم متعجب و حاج و واج با خودم گفتم چرا به ذهن خودم نرسیده بود که اول برم سراغ همون شرکتی که آگهی رو داده!! هنوز خودم نمیدونم چرا ...

بعد یادم از دوستم اومد که گفته بود توی شرکتشون زمین های اطراف گلبهار رو به قیمت خیلی پایین میفروشن یادمه میگفت سند هم به نام مشتری میزنه، فرداش اول زنگ زدم به دوستم و ازش توضیحات خواستم، متوجه شدم که اون آگهی هم مربوط به شرکت اونهاست ، به پیشنهاد دوستم یک قرار حضوری گذاشتیم تا نقشه ها و اسناد زمین ها رو به من و مادرم نشون بده و همینطور گفت برای اینکه از گیجی در بیام خودش بهترین پیشنهاد رو هم همونجا به من میگه، خلاصه چ.ن خیلی هاتون پرسیده بودید چطور شد که بالاخره اعتماد کردی و تصمیمت نهایی شد من براتون نتیجه تمام توضیحات و مستندات رو اینجا میزارم :

در وحله اول راجع به خود گلبهار که چرا گلبهار گزینه مناسبیه برای سرمایه گذاری

 

گوشی تلفن رو برداشتم و به دوستم زنگ زدم که بیشتر برام توضیح بده و اون هم پیش نهاد داد که یک تایم مشاوره رایگان برای من بزاره و همه چیز رو در مورد این زمین های ارزون قیمت توضیح بده.

من هم مشتاقانه منتظر موندم تا این قرار رو گذاشتیم.

من این قضیه رو با مادرم در میون گذاشتم و مادرم بهم گفت که حدود 10 سال پیش به همون شرکت دوستم توی بلوار سجاد رفته بوده ولی اقدامی نکرده بود.

من و مادرم 

مادرم از من مشتاق تر تصمیم داشت که از اون زمین ها بخره و روز قرار با من اومد ، توضیحات رو شنید و سریع اقدام کرد نصف مبلغ رو نقد داد و ثبت نام کرد.

من هم که خیلی مشتاق بودم ولی پولی در بساط نداشتم تصمیم گرفتم هر طور شده تا آخر همون ماه کار رو یکسره کنم.

  • مالک